ایران شرقی 11 مهر 1398 ساعت 12:25 http://easterniran.com/fa/doc/note/2086/ -------------------------------------------------- نگاهی به سرزمین قرقیزها عنوان : قرقیزستان؛ سرزمین آقین­‌ها و مناسچی­‌ها -------------------------------------------------- متن : ایران شرقی/ ابوالفضل آقاحسنی* منطقه آسیای مرکزی به دلیل برخورداری از موقعیت ژئوپلتیک و ذخایر عظیم معدنی به خصوص گاز و نفت دارای اهمیت زیادی است. این منطقه کهن محل زیست ملیت ها، قومیت ها و ادیان گوناگون است و در طول تاریخ به غیر از دوران کمونیست، همواره محل همزیستی ملل مختلف و مرکز تبادل فرهنگ ها و سنت ها بوده است. در همین راستا دکترین فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در منطقه همواره بر اساس اصول مشترک تاریخی، دینی، فرهنگی و نشأت گرفته از علایق هر دو کشور در زمینه های مختلف است. جمهوری قرقیزستان به عنوان یک کشور دموکراتیک در این منطقه در طول سال های پس از استقلال فراز و نشیب های بسیاری را در جهت جامعه پذیری سیاسی طی کرده است و اینک تجربه سیستم پارلمانی را به عنوان نتیجه این فرایند از سر می گذراند. حاصل این فرایند شکلگیری نهادهای مدنی و تقویت جامعه مدنی در جامعه قرقیزستان است که این جمهوری را از کشورهای دیگر در منطقه متمایز کرده است. نخستین اطلاعات تاریخی در مورد قومیت و حاکمیت مردم قرقیز در آثار تاریخ نویس چینی سیما سیان ثبت شده است. قرقیزها در سال 840 میلادی دولت اویغور را در شمال غربی مغولستان سرنگون کردند و اراضی میان رودهای ینی سئی و ارخن را به تصرف خود درآوردند. قرقیزها در اوایل سده نوزدهم مورد هجوم خانات خوقند قرار گرفتند. خانات خوقند در سال 1868 تحت الحمایتی روسیه را پذیرفتند و چند سال بعد به عنوان ایالت فرغانه ضمیمه امپراطوری روسیه شدند. در 14 اکتبر 1924 سند تشکیل استان خودمختار قراقرقیز در هیئت فدراسیون شوروی به تصویب رسید. در سال 1926 استان خودمختار قراقرقیز به جمهوری خودمختار قرقیزستان تبدیل شد. در سال 1936 جمهوری خودمختار قراقرقیز به عنوان عضوی بالاتر از جمهوری خودمختار به عنوان یکی از جماهیر متحده شوروی محسوب و مرزهای جغرافیای ملی آن تثبیت شد. از آن زمان تا فروپاشی شوروی، جمهوری قرقیزستان به عنوان یکی از جماهیر متحده شوروی به شمار میرفت. در پانزدهم دسامبر 1990 شورای عالی جمهوری، اعلامیه تمامیت ارضی قرقیزستان را صادر و در سی و یکم اوت 1991 اعلامیه استقلال جمهوری قرقیزستان تصویب شد و بدین ترتیب به عنوان یک کشور مستقل در صحنه بین الملل ظاهر گردید و روز 31 اگوست 1991 میلادی روز اسقلال ملت قرقیزستان نام گرفت. پرچم این کشور شامل یک خورشید طلایی با چهل اشعه است. درون این خورشید یک توندوک که نمایانگر اتحاد ملی است قرار دارد و اشعه ها، نماد چهل قبیله کهن هستند که از اتحادشان قرقیزستان شکل گرفت و زمینه قرمز نشان از شجاعت این قوم است. جامعه قرقیزستان سنت گرا است و به رغم گذشت سال ها از مدنیت و شهرنشینی این مردم، هنوز آداب و رسوم دوران چادرنشینی در زندگی آنها وجود دارد. یورت(خیمه) به عنوان مظهر زندگی آن دوران نقش منحصر به فردی در جشن ها، سوگواری ها، عروسی ها و مراسم مذهبی دارد. جنس آن از نمد بوده و متناسب با شان و منزلت ساکنین، دارای کیفیت های مختلف است. هنوز مردان با پوشیدن چیکن(لباس محلی) و زنان با گذاشتن قلپاق و الچک( نوعی کلاه ملی) سنت های ملی و مذهبی اجدادشان را گرامی می دارند. قهرمان داستانی قرقیزها یعنی مناس از عناصر مهم فرهنگساز جامعه امروز قرقیزستان است که شباهت زیادی به رستم قهرمان شاهنامه فردوسی در ایران دارد و هنوز سخن از هفت سین مناس به میان می آید که روح حاکم بر مردم قرقیزستان است؛ روحی که به قول زنده یاد چنگیز آیتماتف بنیانگذار ادبیات نوین قرقیزستان، هنوز هم در شریان زندگی مردم جریان دارد و تحلیل رفتار اجتماعی مردم قرقیز بدون در نظر گرفتن آن ممکن نیست. افرادی که به بیان ابیات و اشعار این حماسه می پردازند به مناسچی معروف هستند که آقای مامبیت چاکماروف یکی از معروفترین مناسچی ها است. این حماسه گنجینه طلایی اندیشه مردمی است که تجربه سه هزار ساله تاریخی و طرز زندگی معنوی قوم قرقیز را در بر گرفته است. مناس از پیکار و مبارزه مردم برای به دست آوردن استقلال حکایت دارد. این اثر توصیف شجاعت، دلیری و مردانگی قهرمان در مبارزه های خونین علیه استیلاگران و بیانگر ایستادگی و استقامت مردم برای به دست آوردن اتحاد، همبستگی و آزادی است. تعداد مصراع های این حماسه که توسط آقای ساگیبای ارازباکاف ثبت شده بالغ بر 180378 مصراع است. خانم کورمانجان داتقا یکی از معدود زنان حاکم بر کشورهای شرقی است که در نزد مردم قرقیز لقب مادر ملت را دارد و بر روی اسکناس های پنجاه صومی تصویر وی چاپ شده است و به همت این بانوی قهرمان بود که روابط دوستانه قرقیزها با روسیه برقرار شد. خانم کانیکی همسر مناس هم که یک تاجیک فارس زبان بوده در زمره زنان قهرمان قرار دارد. وی پس از مرگ مناس، توانست برای حفظ منافع مردم مبارزه کند و مانع از کشته شدن فرزند خردسال مناس شود. قدیمی ترین ورزش رزمی این کشور موسوم به ساییش است که در آن دو سوار کار مسلح، با سرعت برای حمله به یکدیگر به طرف هم می روند. در این بازی تلاش دو حریف بسیار زیاد است تا حدی که اسب، خود را بر روی پاهای عقب نگه می دارد؛ بنابراین بازی ساییش شجاعت، سرعت و مهارت زیادی را می خواهد و نشان از عجین بودن زندگی مردم قرقیز با اسب دارد. بازی های دیگر مانند آمچابوش، ژرژسالوش، تارتوش اولاک، تایغان و بش تاش نشان دهنده پویایی، سرزندگی و ارتباط معنادار مردم قرقیز با طبیعت است. اما آنچه در همه این بازی ها نمایان است سرسختی و قانع بودن این ملت است. قرقیزستان دارای بزرگترین جنگل گردوی باستانی به نام ارستان باب در استان جلال آباد است. از نظر حجم آب دریاچه ایسیک کول بزرگترین آبگیر در آسیای مرکزی است که به هیچ عنوان بیرون ریزی ندارد و قرقیزها آن را دریاچه کوهستانی می نامند و از نظر وسعت بعد از دریاچه آرال قرار می گیرد. آب تمیز و کریستال مانند ایسیک کول که کمی هم نمک در خود دارد، در تمام طول سال یخ نمی بندد. با نگاه به ادبیات عامه مردم قرقیزستان، به جایگاه شعر و شاعری پی می بریم. قرقیزها دارای اشعار مختلفی هستند که در مراسم ها و آیین های خاص مورد استفاده قرار می گیرد و در فرهنگ عامه به افرادی که به حفظ و ارائه این اشعار در مراسمات مختلف می پردازند آقین گفته می شود. از جمله برجسته ترین آقین ها آقای کالی گل بای اولو است که به عنوان یکی از پایه گذاران اشعار مردمی قرقیز شناخته می شود. یکی از اشعار معروف، سرود آپ مایدا است که شعری در مورد کار و تلاش است. این گونه اشعار در هنگام کار از یک سو از مشقت کار می کاهند و از سوی دیگر احساسات خفته را بیدار و سراینده را به وجد می آورند. برای نمونه دعای سفر برای شخصی که به سفر دور و درازی می رود به این صورت است: بگذار راه تو با نیکی آراسته باشد! بگذار خداوند قادر همسفر تو باشد! بگذار بهادران مناس و کاشای رفیق طریق تو باشند! و به جایی که تو تشریف می بری بگذار خاکستر آنجا در کف تو نقره شود! بگذار خاک در کف تو زر گردد! و در یک کلام آقین ها ثروت و سرمایه مردم قرقیز هستند. اما در بین همه اندیشمندان قرقیز نام توکتاگل ساتیلگانف معروف به بلبل کوهستان به دلیل استعداد و مهارت بدیهه سرایی و موسیقی شناسی همواره بر زبان ها بوده و هست. وی اولین شخصی است که ایده آزادی و برابری را سر می دهد و جان خود را در راه دستیابی به این هدف بعد تحمل سختی ها و شکنجه های زیاد از سوی حکومت تزار در سیبری از دست می دهد. هم اکنون در جمهوری قرقیزستان جایزه دولتی در رشته ادبیات و هنر با نام توکتاگل وجود دارد. قرقیزها مردمی عاطفی و احساساتی هستند. آنها در غم و شادی دوستان و آشنایان شریک می شوند. آنان برای رساندن خبر خوب و خوشحال کننده رسم ویژه ای دارند که به آن سویونچو می گویند. آنها برای رساندن چنین خبری بیشتر جوانان را انتخاب می کنند. وقتی خبر به اولین نزدیکان رسانده می شود، برای رساننده مژدگانی همچون پول و حتی اسب در نظر گرفته می شود. یکی دیگر از جشن های باستانی تاشاگسو است. زمانی که بچه به یک سالگی می رسد و کم کم می تواند راه برود جشنی بزرگ می گیرند. از جمله غذاهای معروف کشور قرقیزستان می توان به قارتا، چوچوق، قمیز و بش بارماخ اشاره کرد که بیشتر آنها از گوشت و اندام های مختلف اسب تهیه می شود. اما هنر بزرگ مردم قرقیز پرورش عقاب و باز است. که از آن برای بازی، سرگرمی و همچنین شکار استفاده می شود. از جمله بازی های مردم قرقیزستان که اندکی هم به فراموشی سپرده شده است کاک بارو: بزکشی، اوداریش: یکدیگر را از اسب انداختن و جورغا سالیش: اسب دوانی است. موسیقی نیز بخشی از حیات مادی این مردم صبور است و ساز معروف آنها قاموز نام دارد. که از جمله سازهای زهی است. شکلگیری دموکراسی در جمهوری قرقیزستان از یک سو نشاندهنده تلاش این ملت برای دستیابی به جایگاه واقعی خود در سطح منطقه و نظام بین الملل است و از سوی دیگر ریشه در حقیقت جویی و راستی مردم قرقیز دارد. انتهای مطلب/ *دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران منبع: قرقیزستان در آئینه فرهنگ به قلم محمد حسین عابدینی